تبليغاتX
تراوشات ذهنی یک طراح بی صاحاب
پل میزنم به تو

تویی که دیگر

در این ذهن مرده ای

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 0:46  جناب ما  | 

سرشارم از تهی

میگردم درونم را

به دنبال دهلیزی

که از روزمرگی

در امان مانده

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 0:45  جناب ما  | 

از من گله کردی

گفتی چرا همیشه جای تو تصمیم میگیرم

...

در این ذهن پر همهمه

جایی نیست

حتی برای خودم

حتی برای تو

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 21:52  جناب ما