تبليغاتX
تراوشات ذهنی یک طراح بی صاحاب
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی

هر لحظه به دام دیگری پا بستی

گفت شیخا هر آنچه گویی هستم

اما تو هر آنچه مینمایی هستی ؟

حالا حکایت ماست ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 7:37  جناب ما  | 

کلی فکر کردم ... وقت صرف کردم و به این نتیجه رسیدم ... به چه نتیجه ای ؟ به اینکه زنها آنقدرها هم که من فکر میکنم موجودات تنفر برانگیزی نیستند ... و میتوان به آنها اعتماد کرد و حتی با آنها مشورت نمود . در کل آنها هم آدم هستند ... درست مثل ما ... مثل من و مثل تو ...

پی نوشت : شاید رویه اینجا را کلا عوض کردم ... برای همان ۲-۳ نفری که اینجا را میخوانند گفتم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 20:46  جناب ما  |