تبليغاتX
تراوشات ذهنی یک طراح بی صاحاب

لیلی شیرین سخن

مه صفت ره شکن

حرف همه انجمن

بر دل او خارها

****

رفتی و رازی نوشت

از دل این سرنوشت

راز مخوفی و زشت

وعده دیدار ها

****

گفت که شویش به راه

گشته سیاه و تباه

بی حشم و بی سپاه

همره بی عارها

****

میکند او هرزگی

خارج از این زندگی

بی فر و بالندگی

در همه کارها

****

نامه ببست و برفت

در بر مجنون نشست

خلعت شوهر شکست

بر صفت مارها !!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 23:33  جناب ما  |